در عصر قاجار گسترش مراوده ایرانیان با غرب و مشاهده پیشرفت های غرب جدید، اندیشمندان ایرانی را به پرسش از علل و اسباب عقب ماندگی کشور از کاروان شتابان تجدد واداشت. نتیجه این رویارویی و گسترش روحیه ترقی خواهی در اذهان ایرانیان در جنبش مشروطه به بار نشست. اما از آنجا که طی سده های متمادی، سنت، حرف نخست را در همه عرصه های زیست مردم ایران می زد و نیروهای اجتماعی سنت گرا و حافظان وضع موجود از نعمت های این خوان گسترده بهره مند می شدند این اندیشه نوگرایی به موانع سرسخت فراوانی برخورد کرد. در کنار این عوامل داخلی، فشار دولت های بیگانه و پیشامدهای بین المللی نیز سنگی دیگر بر پای اندیشه مشروطه خواهی در ایران شدند آنچانکه متفکران صدر مشروطه با مشاهده نتایج غیرقابل باور آن، در راه پیموده شده دچار تردید شدند و با کنار گذاشتن آرمان های انقلاب مشروطیت و در راستای نجات کشور از گرداب بحران های متعدد به حکومتی مقتدر گرایش پیدا کردند. اهمیت بررسی زمینه های اجتماعی زایش اندیشه پسامشروطه در ایران بر پایه روزنامه کاوه ؛ به عنوان پرسش اصلی پژوهش روبرو ، در این است که تلاش می شود با بررسی زمینه ها به تبیین علل این چرخش بزرگ فکری که بر همه جوانب زندگی ایرانیان حتی تا کنون تاثیرگذار بوده پرداخته شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد شرایط اجتماعی ایران پس از انقلاب مشروطه و گسترش ناامنی و بی ثباتی سراسری، خشکسالی و قحطی، متفکران معاصر آن انقلاب ره به رویگردانی از اهداف انقلاب و پس از آن، حرکت بسوی ایده های اقتدارگرایانه سوق داد.