کنشهای جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشفالأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بناتالنعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی»های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آنها میخورد و میآشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل میشود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشفالاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعامها و نوشیدنیهای قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداختهاست. نتایج نشان میدهد که جلوههای این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطورهایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّفهای عرفانی، پیوندی است میان سنتهای روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.