«قصههای مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیتهای داستانی و روایت صمیمانهاش و هم به جهت برخورداری از لایههای عمیق تربیتی، روانشناختی و اجتماعی در شخصیتپردازی قهرمان اصلیاش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهکارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوشهای چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میانفردی, درونفردی و طبیعتگرا، و مؤلفههای گوناگون ادبیات تعلیمی پرداختهایم. در ادامه، جلوههای هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیتهای کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستانها، مورد بررسی و تحلیل قرار دادهایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوشهای کلامی-زبانی، میانفردی و درونفردی است و نویسنده به طور ماهرانهای از این هوشها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوهای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصههای مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذاتپنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش میگذارد.