واژه «نفاق» یکی از کلیدیترین مفاهیم نهجالبلاغه است که در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ مبانی علم معناشناسی، مورد واکاوی قرار گرفته است. امام علی علیه السلام با بهرهگیری از معارف الهی، کوشیدهاند تا با بیانی بلیغ، تصویری تأثیرگذار از این مفهوم و مصادیق آن در ذهن مخاطب ترسیم نمایند. این تحقیق با دو رویکرد در زمانی و همزمانی، سیر تحول معنایی واژۀ نفاق را از عصر جاهلی تا صدر اسلام مطالعه میکند.یافتههای در زمانی نشان میدهد که مفهوم نفاق از معنای اولیۀ خود در دورۀ جاهلیت، یعنی «سوراخ موش صحرایی»، در گفتمان اسلامی دچار تطور معنایی شده و بر مفهوم «دورویی» و «تظاهر به ایمان در عین کفر باطنی» استقرار یافته است.در تحلیل همزمانی مبتنی بر نهجالبلاغه، این واژه در روابط معنایی گوناگونی قرار میگیرد. از منظر شمول معنایی، نفاق زیرمجموعۀ مفهوم «کفر» است. در حوزۀ همنشینی، بهویژه در خطبههای ۱۷۵ و ۱۸۵، شبکهای منسجم از واژگان در کنار آن به کار رفتهاند. در محور جانشینی نیز کلماتی چون «مداهنه»، «مخادعه»، «مکر»، «حیله» و «کذب»، به شرط تضمن معنای دورویی، جایگزین نفاق میشوند. این گستردگی روابط معنایی، از ترادف تا همنشینی، از ویژگیهای برجستۀ نهجالبلاغه است که با حداکثر تصویرسازی، خطرات یک مفهوم آسیبزا را تبیین میکند.