1404/11/08
محسن ختن لو

محسن ختن لو

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: mkhotanlou [at] basu.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
دیدگاه حسابرسان دربارۀ نحوۀ افشای مسائل عمدۀ حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
ابهام در تداوم فعالیت، اظهارنظر حسابرسی، تأکید بر مطلب خاص، حسابرسی مستقل، مسائل عمدۀ حسابرسی
سال 1404
مجله بررسی های حسابداری و حسابرسی دانشگاه تهران
شناسه DOI
پژوهشگران محسن ختن لو ، مهدی کاظمی علوم ، محمد نادری

چکیده

هدف: از سال ۱۴۰۱ در ایران اجرای استاندارد حسابرسی ۷۰۱ با عنوان «اطلاع‌رسانی مسائل عمدۀ حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل» الزامی شده است و در آن، قضاوت حسابرس دربارۀ آنچه به‌عنوان مسائل عمدۀ حسابرسی است، اطلاع‌رسانی می‌شود. اهمیت قضاوتی بودن افشای مسائل عمدۀ حسابرسی صاحب‌کار توسط حسابرس و تأثیر آن بر تصمیم‌های ذی‌نفعان، از آن جهت است که آیا مسائل مطرح شده در استانداردهای 701، 706 و 570 رای حسابرسان، به‌حدی واضح و مناسب هستند تا بتوانند مسائل شناسایی شده را مطابق استاندارد حسابرسی به‌عنوان مسائل عمدۀ حسابرسی، تأکید بر مطلب خاص یا ابهام در تداوم فعالیت طبقه‌بندی کنند. این پژوهش به بررسی چگونگی و صحت طبقه‌بندی الزامات استاندارد حسابرسی ۷۰۱ (افشای مسائل عمدۀ حسابرسی) در مقایسه با استاندارد ۷۰۶ (بندهای تأکید بر مطلب خاص و سایر بندهای توضیحی در گزارش حسابرس مستقل) و استاندارد ۵۷۰ (تداوم فعالیت) می‌پردازد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است و جامعۀ آماری آن را حسابرسان عضو جامعۀ حسابداران رسمی ایران تشکیل می‌دهد. این پژوهش از نظر شیوۀ جمع‌آوری داده‌ها پیمایشی و مقطعی و دورۀ زمانی آن سال ۱۴۰۳ بوده است. با کسب نظر ۱۲۸ نفر از اعضای جامعه با استفاده از پرسش‌نامۀ آنلاین و به‌روش نمونه‌گیری در دسترس، داده‌ها استخراج شده و با استفاده از آزمون Z، اختلاف برداشت حسابرسان در تشخیص، تفسیر و طبقه‌بندی صحیح مسائل گنجانده شده در استانداردهای یادشده، ارزیابی شده است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که توضیحات فعلی استاندارد ۷۰۱ به اندازۀ کافی واضح نیست و به برخی از حسابرسان در شناسایی صحیح تمامی مسائل عمدۀ حسابرسی از میان مسائل مختلفی که در طول حسابرسی خود با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند، کمک نمی‌کند. همچنین حسابرسان هنگام طبقه‌بندی مسائل بند تأکید بر مطلب خاص نیز، دچار اختلاف برداشت هستند؛ با این حال مسائل مربوط به ابهام در تداوم فعالیت را توانسته‌اند مطابق استاندارد حسابرسی شناسایی کنند. نتایج آزمون‌های تکمیلی برای تفاوت بین جنسیت حسابرسان، موقعیت شغلی (سرپرست، مدیر و شریک) و تحصیلات حسابرسان، نشان می‌دهد که به‌طور کلی تفاوت معناداری در این طبقه‌بندی‌ها وجود ندارد. نتیجه‌گیری: با توجه به تدوین استانداردهای جدید حسابرسی و تغییرات صورت گرفته در ساختار گزارش حسابرسی به‌منظور افزایش آگاهی‌بخشی آن‌ها، نتایج این پژوهش می‌تواند برای تدوین‌کنندگان استاندارد و نهادهای ناظر حائز اهمیت باشد. در این رابطه، نتایج این پژوهش، نیاز به بازنگری توضیحات گنجانده شده در استانداردهای ۷۰۱ و ۷۰۶ و همچنین توجه به روابط میان آن‌ها را نشان می‌دهد. درج راهنمای کاربردی در پیوست استانداردهای مربوط و به‌ویژه استاندارد جدید مسائل عمدۀ حسابرسی، می‌تواند برای کاهش اختلاف برداشت‌های حسابرسان مؤثر باشد. پژوهش حاضر در ایران، اولین مطالعه‌ای است که مناسب بودن توضیحات گنجانده شده در استانداردهای مسائل عمدۀ حسابرسی (۷۰۱)، تأکید بر مطلب خاص (۷۰۶) و استاندارد ابهام در تداوم فعالیت (۵۷۰) را مطالعه و نحوۀ درک حسابرسان از این توضیحات را هنگام اظهارنظر خود دربارۀ صورت‌های مالی صاحب‌کاران بررسی کرده است. یافته‌ها به تدوین‌کنندگان استاندارد و حسابرسان برای بررسی و اثربخشی و درک بهتر استانداردهای جدید حسابرسی به ویژه استاندارد ۷۰۱ کمک می‌کند.