در عصر هوش مصنوعی، سیاستگذاری اقتصادی و راهبردی مستلزم بهرهگیری از سازوکارهای حکمرانی خوب است که بتواند بهینهسازی تعاملات میان کشورها و حوزههای علمی مختلف را تسهیل کند. در این فضا، استفاده از فناوری برای بهینهسازی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی به یک اولویت استراتژیک راهبردی تبدیل شده است. در جامعه جامعۀ شبکهای و مبتنی بر اطلاعات، واحدهای سیاسی به نظامهایی درهمتنیده از قدرت ارتباطی، اقتصادی و راهبردی تبدیل شدهاند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که نشانههای اصلی حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در عصر هوش مصنوعی چه ویژگیهایی دارند؟ فرضیه فرضیۀ تحقیق بر این مبنا استوار است که حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در این عصر بر شفافسازی فرآیندهافرایندها، همکاریهای چندجانبه، مصرفگرایی فزاینده و تولید روایتهای مشروعیتبخش متکی است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد جامعه و اقتصاد شبکهای، به تحلیل تأثیر ادغام مرحلهای مناطق پیرامونی در هستۀه مرکزی اقتصاد جهانی پرداخته شده است. این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی بهره میبرد و با استفاده از مطالعات کتابخانهای و تحلیل ثانویه ثانویۀ دادهها، نقش هوش مصنوعی در حکمرانی اقتصادی و سیاستگذاری جهانی را بررسی میکند. تحلیل یافتهها نشان میدهد که حکمرانی و سیاستگذاری در عصر هوش مصنوعی دچار تغییرات بنیادین شده و موجب دگرگونی در سازوکارهای موازنه موازنۀ قدرت، سیاستهای اقتصادی، و رقابتهای امنیتی شده است.. هوش مصنوعی توانسته روندهای جدیدی از رقابتهای ژئوپلیتیکی و بحرانهای منطقهای را به بهوجود آورده است.سیرالملوک(سیاست نامه)اثر مشهور خواجه نظامالملک وزیر نامدار سلجوقیان از معدود آثار برجسته در حوزه اندیشه سیاسی است که از منظر گونهشناسی اندیشه سیاسی عموماً در ذیل سنت کهن اندرزنامهنویسی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این متن و نقش ممتاز آن در میراث فکری ایران و اسلام، در این جستار با بهرهگیری از رویکرد نظری توماس اسپریگنز و با روش تحلیل متن، مقام و موقع خواجه نظامالملک به مثابه اندیشمند سیاسی و دستاورد نظری وی برای دانش سیاست مورد سنجش و واکاوی قرار گرفته است. حاصل بحث مقاله این است که خواجه در این اثر با نظر به نظم و سامان آرمانی مُلهَم از نگرش ایران باستان و کیهانشناسی کلاسیک و افلاطونی و با تکیه بر تجارب خویش و اشاره به شواهد تاریخی و وضعیت زمانه، علل بروز شکاف و فاصله بین نظم آرمانی و واقعیت موجود و تحول و تبدل جامعه از وضعیت مطلوب به وضعیت ادبار و زوال را واکاوی و به تبع آن راهحلها و پیشنهادهایی را برای خروج از بحران و اعاده و استقرار پادشاهی و سامان نیک عرضه کردهاست. اساس نسخه پیشنهادی وی، برقراری نظم و امنیت و آرامش و به قاعده بودن همه امور و سپردن کار به اهل آن است، که ترجمان همه این اوصاف در یک کلام، همانا استقرار عدل به مثابه مهمترین کارویژه پادشاهی نیک میباشد.