نظریه روایتشناسی ژنت، چهار الگوی روایت مکرر، مفرد، بازگو و شبه بازگو را برای بررسی بسامد روایت در آثار ادبی عنوان میکند. پدیدآورنده اثر میتواند از انواع این الگوها در اثر خود بهره جوید و اثری ماندگار را خلق کند. روزگار سپریشدۀ مردم سالخورده یکی از شاخصترین آثار روایی در ادبیات معاصر ایران است و در این پژوهش عنصر بسامد روایت در این اثر به شیوه تحلیل محتوا و توصیفی – تحلیلی بررسی شده است. بررسی این کتاب از منظر نظریه روایتشناسی ژنت نشان میدهد که نویسنده از روایت مکرر برای اثرگذاری عاطفی روی خواننده و ایجاد فضای مبهم و رازآمیز مد نظرش در قصه استفاده کرده است. همانطور که از عنوانش پیداست، روایت مکرر تکرار آن روایت را در قصه شرح میدهد و تکرار روایت حوادث از زاویه دید شخصیتهای مختلف، در مقاطع زمانی گوناگون و در قسمتهای مختلف داستان نقش اساسی در طراحی پیرنگ استادانه کتاب دارد. نویسنده به ندرت از الگوی بازگو استفاده کرده و این ساختار منحصر به روایت مراسم سنتی در روستای تلخاباد و مواردی شبیه به آن است؛ در نتیجه روایت بازگو بسامد کمتری نسبت به روایت مفرد دارد.