لیبرالیسم پدیده ای است متعلّق به دنیای مُدرن که ریشه در آموزه های فیلسوفان عصر روشنگری دارد. این پدیده، با وجود دگرگونی ها و قبص و بسط های نظری و فلسفی اش در گذر زمان، ارزش های و آرمان هایی را پژواک می دهد که آن را از سایر مکتب های اخلاقی و سیاسی متمایز می کند؛ ارزش هایی که ساحت های گوناگونی را تحت تأثیر قرار داده و یکی از آنها ساحت حقوق کیفری است. گرانیگاه این تفکر، دفاع از نوعی جرم انگاری و کیفرگذاری است که با ابتناء بر آرمان هایی چون آزادی، مدارا و خودمختاری مشروعیّت می یابد. انسان لیبرال به اعتبار تحول ژرفی که در مبانی و پیش فرض های معرفتی و ارزشی اش پدید آمده است، وجود کیفر جُز در مواردی که به ضرورت وجودیِ آن قانع شود، برنمی تابد. کیفر برای چنین انسانی، امر مذمومی است تا ممدوح؛ چون به شکل ناروایی به ساحت آزادی، حریم خصوصی و خودمختاری اش تجاوز می کند و وجود آن فی نفسه موجب تحمیل مرارت می شود و با شرط مدارا و رواداری نمی سازد؛ چون نوعی نابردباری و عدم مدارا نسبت به کُنش های آدمیان را به نمایش می گذارد و در بادی امر، برنتافتنی و نپذیرفتنی است