نقش دولت و حکمرانی آن در پیشرفت جوامع به ویژه اقتصاد کشورها از منظر مکاتب مختلف مورد مناقشه بوده است. الگوی حکمرانی خوب نیز در دهههای اخیر در ادبیات توسعه و اسناد بینالمللی با هدف دستیابی به توسعه انسانی پایدار مطرح شده که در آن بر کاهش فقر، ایجاد شغل، رفاه، حفاظت محیط زیست و رشد و توسعه زنان تاکید میشود. پدیده تورم یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد خود مانعی در برابرتوسعه انسانی به ویژه در کشور ایران است. تورم به دلیل ایجاد بیثباتی اقتصادی پیامدهای نامطلوبی همچون تشدید فاصله طبقاتی، افزایش فقر و در نهایت سیر نزولی در شاخصهای حکمرانی خوب مانند حاکمیت قانون و پاسخگویی به دنبال دارد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و بهرهمندی از نتایج پژوهشهای اقتصادی و حقوقی به دنبال بررسی جایگاه و اهمیت کنترل تورم در حکمرانی خوب است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد نقش مهم دولت در ایجاد تورم به لحاظ حاکمیت بر نقدینگی کشور و کسری بودجه انکار ناپذیر بوده و پیامدهای مخرب پدیده تورم در تضاد با اهداف حکمرانی خوب مانند کاهش فقر و ایجاد رفاه و همچنین شاخصهای مهم آن همچون حاکمیت قانون و پاسخگویی است. به بیان دیگر وجود تورم اثبات شده بر اساس پژوهشهای اقتصادی با نرخ بالا و طی سالیان متمادی نشان از عدم انجام تکلیف قانونی و نیز عدم پاسخگویی دولت در این مقوله دارد. نتیجه اینکه در شرایط تورم افسار گسیخته در جامعه، حرکت در مسیر حکمرانی خوب و بهبود شاخصهای آن از جمله حاکمیت قانون و پاسخگویی ممکن نیست.