افسردگی بنا به میزان شیوع و گستردگی آن در جامعه به عنوان سرماخوردگی روانی در نظر گرفته می شود. این شیوع و گستردگی افسردگی آن را تبدیل به ویژگی سیستمی جامعه کرده است. با توجه به ویژگی سیستمی که افسردگی به خود گرفته است برای توضیح افسردگی نیاز است جامعه و خصوصیات آن در حوزه روابط اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. سطوح و لایه های روابط اجتماعی که از خلال آنها افراد در جامعه در قالب اجتماع ها جذب و ادغام می شوند از خصوصیات جامعه است که در ارتباط با افسردگی در این مطالعه مورد بررسی قرار می گیرد.گزاره این مطالعه بیان می کند بین سطوح روابط اجتماعی در اجتماع ها که افراد را به جامعه پیوند می دهد اختلال رابطه ای به وجود آمده ، لذا این اختلال رابطه ای افراد را مستعد افسردگی کرده است.هدف این مطالعه بررسی این اختلال مفروض رابطه ای ایجاد شده و ارتباط آن با افسردگی است.جامعه آماری مطالعه کارمندان اداره های آموزش و پرورش شهر مشهد است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفره با روش پیمایش مورد بررسی قرار گرفته است.یافته های مطالعه نشان می دهند در میان سطوح روابط اجتماعی که اجتماع ها در آن شکل گرفته اند بین اجتماع های غیر قلمرویی و رابطه قوی با افسردگی ارتباط معنی دار منفی وجود دارد.لذا بر اساس یافته های این مطالعه نتیجه گیری می شود که افرادی که در اجتماع غیر قلمرویی و نیز در اجتماع حاصل از رابطه ی قوی درگیر هستند کمتر دچار افسردگی می شوند و برعکس، هرچه افراد در این دو اجتماع مذکور کمتر درگیر شوند بیشتر دچار افسردگی می شوند.